تبليغاتX
موفقیت - کافی نت باران - شهریار

موفقیت - کافی نت باران - شهریار

یارب از ابر هدایت برسان بارانی

چگونه در اولين قرار ملاقات بيشترين تاثير را بگذاريم؟

 

گذاشتن تاثیری خوب در اولین قرار ملاقات برای ایحاد رابطه بـا دیـگران بسـیار مهم است. در مسائل کاری ، تاثیر گذاری در اولـیـن قـــرار مـلاقـات بـرای ایـجـاد و بـرقـراری شـراکـت و رابطه ای سودمند و بادوام ضروری است.

شــاید طرف مقابل قصد کار کردن با شما را نداشته باشد، امـا شما باز باید همه ی سعیتان را در جلب نظر او بکنید و خـود را بـهـتـرین جـلـوه دهـید. به هر طریقی که باشد، چه رو در رو، چـه پـشت تلفن، چه در نامه یا ایمیل، باید تلاش کـنید که هر آنچه در چنته دارید را بیرون بریزید تا فرد مقابل مجذوب شود.

همه مـا مـمـکن است با افرادی روبه رو شویم که در همان بـرخـورد اول مـــجذوب شـده و دوست داشته باشیم آنها را بهتر بشناسیم یا با آنها وارد کار شویم. اکثر اوقات این افراد ا ز یکسری قانون های اصلی پیروی می کنند که باعث می شود بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابلشان بگذارند. در اینجا 6 نکته ی اصلی و مهم در این زمینه را برایتان آورده ایم.

 

1-  خوب لباس بپوشید
البته درست است که این روزها لباس پوشیدن در محل کار بسیار راحت شده است، اما برای گذاشتن تاثیر، باید روی لباس پوشیدنتان دقت ویژه داشته باشید. لباستان را باید با تناسب محلی که می روید و افرادی که با آنها ملاقات دارید انتخاب کنید. لازم نیست حتما‌ً از لباسهای گران و مارک دار استفاده کنید، اما حفظ تمیزی و مرتب بودن لباس مهم است.

2-  واضح صحبت کنید
هنگام صحبت کردن با فرد مقابل، سعی کنید تا می توانید کامل و مشخص حرف بزنید. ملاقات با فردی که حرف هایش را نفهمید، غیرقابل تحمل خواهد بود.

آهنگ صدایتان ملایم ولی قابل فهم باشد. از درست و کامل تلفظ کردن کلمات واهمه نداشته باشید. سعی کنید تا آنجا که می توانید با گرامری صحیح صحبت کرده و از صحبت کرده به زبان عامیانه جداً بپرهیزید. همیشه مودب و باوقار باشید.

3- اسم طرف مقابل را به کرات استفاده کنید
حتماً برایتان اتفاق افتاده است. اگر کسی هنگام مکالمه اسمتان را مرتباً استفاده کند، شما احساس صمیمانه تری خواهید داشت. این کار نشان می دهد که شما حتی از اولین برخورد به فرد مقابل آنقدر توجه داشته اید که اسمشان را حفظ کنید.

4-  کمی هم شوخی کنید
شوخ طبعی اگر بجا و درسیت استفاده شود، بسیار خوب است. یک لطیفه یا خاطره بامزه خیلی سریع می تواند محیط را دوستانه تر کرده و جو خوبی ایجاد کند. متاسفانه، اگر مراقب نباشید و لطیفه ی بجا و مناسبی را انتخاب نکنید، همه چیز برعکس خواهد شد. به همین دلیل توصیه می کنم که برای جلسه ی اول از تعریف لطیفه اجتناب کنید. می توانید به جای آن مطلب یا خاطره ای جالب تعریف کنید.

5-  شنونده خوبی باشید
یک شنونده خوب بودن آنقدرها هم که همه تصور می کنند سخت نیست. در هنگام گفتگو با کسی، همه تلاشتان را بکنید که او متوجه شود که حرفهایش را فهمیده و خوب به او گوش می کنید.

هر از چند گاهی می توانید سرتان را به علامت تایید تکان داده یا از عبارات "می فهمم، درست است یا..." استفاده کنید. راه دیگری که باعث خواهد شد او مطمئن شود که حرف هایش را گوش داده اید این است که از او سوال بپرسید.

نکته ی بسیار مهم دیگر این است که هیچگاه وسط حرف طرف مقابلتان نپرید. این کار بسیار گستاخانه بوده و از ادب به دور است.

6-  بگذارید طرف مقابلتان مرکز توجه باشد
یکی دیگر از نکات مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که هیچوقت خودتان را در راس توجه قرار ندهید. اجازه بدهید طرف مقابلتان مرکز توجه باشد. بدترین اشتباهی که ممکن است مرتکب شوید این است که یکسره در مورد خودتان صحبت کنید. با این کار فرد مقابل تصور خواهد کرد که آدم خودخواهی هستید.

از طرفتان بخواهید که در مورد خود بیشتر صحبت کند. با اینکار باعث خواهید شد طرفتان بفهمد که به او توجه دارید و هم اینکه مطالب بیشتری درمورد او خواهید فهمید که در آینده به دردتان می خورد.

با رعایت این شش نکته، مطمئن باشید که در برخورد اول بهترین تاثیر را روی فرد مقابلتان خواهید گذاشت .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 4:28  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

انواع دست دادن

حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکرمی کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست
دادنتان...
سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است.
دست دادن با دست های خیس
مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.
در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه داشتن دست هایتان اشاره می کنیم: 
1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های کاری دست هایتان را خوب شسته و بعد خشک کنید. دقت کنید که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن دست ها و نتیجتاً عرق کردن آنها می شود.
2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید. همیشه دستمالی برای این کار با خود همراه داشته باشید.
دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.
دست دادن نوک انگشتی
مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد  و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.
دست دادن خیلی محکم
قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.
دست دادن دوستانه و خودمانی
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.
درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید .

http://www.mardoman.com/success/handshake.aspx


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:27  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

7 راه علاقمند كردن شنوندگان

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1-  شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2-  سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

3-  صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

4-  از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.   

5-  لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.

6-  حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.

7-  تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد.

http://www.mardoman.com/success/audiance.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:23  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

راز ميليونرهاي خودساخته

 

افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.

1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.

2- يك تصوير خاص از مقصد مسير خود در ذهن تان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.

3- به گونه اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان ميباشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار ميكنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.

4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه مند نميباشيد آن را رها كنيد. با "نه" گفتن به شغلي كه تنها براي پول انجامش ميدهيد شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهيد كرد.

5- يك گروه خوش فكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه تشكيل دهيد. انديشه ها و ايده هاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و از يكديگر پشتيباني كنيد.

6-همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.

7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.

8- به شغل خود بعنوان يك خدمت رساني بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.

9- از تمام جزئيات و ريزه كاريهاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.

10- مترصد فرصتها باشيد. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟

11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند جسم نيرومندي پديد مي آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف ميباشد. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي ميباشد.

12- زندگي خود را اولويت بندي كنيد. ابتدا كارهاي مهم تر را به انجام رسانيد.

13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتماد سازي  كرده و مشتريان شما را افزايش ميدهد.

14- فرد منظبطي باشيد. زندگي خود را  از فعاليتها و افرادي كه موجبات پيشرفت و بالنگي شما را فراهم مي آورند، پر كنيد. فعاليتهايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي گذارند را از خود دور سازيد.

15- نخست به خودتان پرداخت كنيد. اين نخستين قانون متمولان است. پس انداز را هيچگاه فراموش نكنيد.

16- هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه ريزيهاي خلاقانه كنيد.

17- بسوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.

18- صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.

19-در روند تصميم گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.

20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد. شما بايد موفق گرديد.

21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك ميكند.

22-بر خلاف جريان آب شنا كنيد.هيچگاه از ايده ها،عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.

23-بروي فرصتها تمركز كنيد و نه بروي موانع.

24- سه عنصر ترس، پشت گوش اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.

25-به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در  اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.

26- ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته هاي ديگران است.

27-حال اگر فرد بد شانسي نباشيد حتما پولدار ميشويد!



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:21  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

4 فاكتور موفقيت شغلي

 

بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و
اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از
مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این
مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن
بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.

برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت
افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که
تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی
و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم
های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی
نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی
جلوه کنید.

شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.

به حساب آوردن مسائل جزئی
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.

شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.


4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.

کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند.  آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.

به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.

اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.

کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را  نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.

به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از  آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.

موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.

از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.

خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.

راهنمای خرید خودکار ساده است:

  • مدل های ظریفتر را خریداری کنید
  • از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
  • مطمئن باشید که می نویسد

خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.


آماده باشید
ـــــــــــــــــ
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.

در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:18  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

همانند يك مدير عامل سطح بالا فكر كنيد

ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.

در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.

1-  تصویر بزرگ را ببینید
اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.

برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...

2-  انجام کارها را اولویت بندی کنید
شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.

3-  خلاقیت داشته باشید
حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.

4-  مسئولیت پذیر باشید
مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.

مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.

5-  به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید
از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.

روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیریهایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.

6-  عملکردتان را نشان دهید
نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.

7-  از عهده ی کارهای شاق هم برآیید
اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهي کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.

8-  کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید
هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.

9-  موفقیت هایتان را جشن بگیرید
همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.   

هدفمند جلو روید
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا  می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:12  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

چگونه دروغگو را تشخيص دهيم؟

 

همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد.

دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش.

توانایی تشخیص دروغ
اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و  دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبه کار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟

من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر كسي شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند.

اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟)

گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مودب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند.

برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند
به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود.

من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت.

کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟

یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمیان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟

بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد میگیرید.

قبول اشتباهات، صداقت
برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند.

زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟

اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی.

بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد.

حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند.

دروغ گفتن به خانم ها

یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند

اگر دروغ مصلحتي نگویید (مانند تعريف از هيكل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد میشود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید.

توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسایل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است.

نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو

تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم " گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید:

  • چشم ها. چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نميشد بدانید که که حرف هایش کذب محض است.
  • اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت.
  • پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند.
  • اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند.
  • من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید)
  • اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم.
  • داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود .
  • دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد.
  • همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند.
  • سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند.
  • جزئيات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از دروغ های مختلف روبرو خواهید شد.

همش همین بود.

http://www.mardoman.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:11  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

پول و دوستي را با هم نياميزيد

 

"یـک راه حـاضـر آمـاده برای از دست دادن دوستانتان،
پـــول قرض دادن به آنها است. راه حاضر آماده ی دیگـر
پول قرض ندادن به اوست. "—جرج جین ناتان

کاملاً مشخص است که پول و دوستان را نمی توان با
هـم داشـت. نـمــی دانم چقدر در دوستیتان صمیمی
هـستید، اما وقتی صحبت پول می رسد، دوستی ها
هـمیـشه کـنـار رفـتــه و نفس انسان ها جلو می آید.
زمانی که در مورد پول یا مسائل مالی صحبت می کنید، هیچگاه خوب تمام نمی شود.

صدها بار در زندگی با این مسئله روبه رو شده ام. دو مرد محترم و دو دوست صمیمی چطور از برادران خونی به دشمنان خونی تبدیل می شوند. چرا؟ چون یکی از آنها پولی داشته است که متعلق به دیگری بوده است، حال ممکن است این پول قرض یا سود یک معامله بوده باشد. حتی اگر سالیان سال هم با هم دوست بوده باشید، اگر یکی از طرفین احساس کند که معامله ی بدی با او می شود، این دوستی به کلی فراموش و نابود خواهد شد.

در اینجا به دو اتفاق که می تواند یک دوستی را بر هم زند اشاره می کنیم.

اتفاق اول:  شما به دوستتان پول قرض می دهید
بله، سریعترین راه برای از دست دادن یک دوست این است که به او پول قرض بدهید. مردم به ندرت روی حرفشان می ایستند و به حرفشان عمل می کنند. من به طبیعت و سرشت برخي انسان ایمان ندارم و به همین دلیل بر طبق همین باور زندگی می کنم. حتی در بین انسانهای عاقل و دانا نیز به ندرت به کسی اعتماد می کنم.

به همین دلیل من یاد گرفته ام که قرض دادن پول به یک دوست یکی از دو نتیجه ی زیر را در بر خواهد داشت:

نتیجه ی 1:  متوجه خواهید شد که آن پول را به او هدیه داده اید نه قرض، چون نمی بینید که قصد برگرداندن این قرض را داشته باشد و شما هم قصد ندارید که به زور آن پول را پس بگیرید.

نتیجه ی 2:  شما پولتان را از آن دوست پس می گیرید و آن دوست را از دست می دهید چون در گیر و دار دعواها و مشاجره ها سر پس گرفتن پول ممکن است توهین های زیادی هم به او کرده باشید. در این حالت شما پولتان را به دست آورده اید اما دوستی را از دست داده اید که حتی نمی داند چرا شما از دستش ناراحت هستید. از طرف دیگر این همان دوستی است که قول و قرارهای خود را فراموش کرده است، حالا بگویید ارزش واقعی این دوست چقدر است؟

جواب منفی بدهید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که نمی توانید این خصوصیت دلرحمی را از خود دور کرده و عادت کرده اید به همه ی آدم ها کمک کنید، در اینجا چند توصیه برایتان داریم:

  • هر میزان پولی که قرض می دهید را به منزله ی پولی که از دست می دهید بدانید. آن را به حساب سادگي خودتان بگذارید. به خاطر همین بیش از اندازه به کسی پول قرض ندهید.
  • وثیقه بگیرید. ممکن است در ابتدا از این کار سر باز زند، اما شما هم بدون دریافت وثیقه هیچ پولی کف دست او نگذارید. چیزی با ارزشی بیش از پولی که قرض داده اید از او طلب کنید چون در غیر این صورت ممکن است پولتان را پس ندهد.
  • از همان روز اول برنامه ای برای پس دادن پول تنظیم کنید. آن را روی صفحه ای کاغذ نوشته و آن فرد را مجبور کنید هر ماه طبق آن برنامه پول را به شما پس بدهد.
  • تا زمانی که همه ی پول خود را پس نگرفته اید، پول بیشتری به او قرض ندهید.

اتفاق دوم:  با دوستتان کاری را شروع می کنید
با بهترین دوستتان وارد کاری می شوید. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود. ممکن است در آن کار موفق شوید یا اینکه شکست بخورید. در هر دو حالت مشکلات آغاز خواهد شد. هر کدام از شما ممکن است این پیروزی را نتیجه ی اعمال خودتان بدانید و شکست را تقصیر دیگری بیندازید.

در این دو حالت یا پول وارد جیبتان می شود یا پولتان را از دست می دهید. اینجاست که بیشتر فکر حساب بانکیتان هستید تا دوستیتان.

حتی ممکن است مشکلاتی که وقتی در کار موفق می شوید ایجاد می شود بسیار بیشتر از زمانی باشد که شکست می خورید. چون آنجاست که دعواها و مشاجرات سر پول شروع می شود و هر کدام طلب پول بیشتری می کنند. وقتی پول وسط باشد، هر کسی خود را به هر زحمتی می اندازد تا به آن برسد، حتی ممکن است خیلی چیزها را سر راه خود نابود کند، مثل دوستی هایش.

وقتی در آن کار شکست می خورید هم که وضعیت کاملاً مشخص است. اینجا هر کسی تقصیر را گردن آن دیگری می اندازد و پول از دست رفته ی خود را از او طلب می کند.

اینجا هم توصیه هایی برای شما داریم:

  • از همان روز اول بدانید که دوستی خود را از دست خواهید داد. به هر نحوی چیزی اتفاق خواهد افتاد که مشکلاتی برای دوستیتان پیش خواهد آمد. ممکن است حتی زنها و دوست دخترهایتان باعث و بانی این مشکلات شوند. دو دوست داشتم که برای سالیان متمادی با هم کار می کردند. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا زمانی که هر دو ازدواج کردند. این دو زن از یکدیگر متنفر بودند و شروع کردند در گوش شوهرهایشان زمزمه کردن تا اینکه کار موفق این دو دوست کاملاً برهم خورد.
  • همه چیز را باید قبل از شروع کار امضا کنید. چون هر آن ممکن است افراد زیر قول خود بزنند. وقتی هنوز کار را به طور رسمی آغاز نکرده اید، همه هر چیزی را امضا خواهند کرد. اما وقتی که در آن کار کمی پول در آمد، همه فقط فکر منافع خود خواهند بود.
  • فرضیه سازی نکنید. همیشه مشخص کنید که چه کسی چه کاری انجام دهد و هر کس چه مسئولیتی دارد.
  • اگر کسی که می خواهید با او کار را آغاز کنید دوستتان است اما بسیار با سیاست و دانا است، اصلا و ابدا فکر جلو زدن از او به مخیله تان خطور نکند. سعی کنید فقط کار خودتان را انجام دهید و با سایر مسائل کاری نداشته باشید. به نفعتان است.

مثل یک مرد بگویید "نه" !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستی می خواهد که به او پول قرض بدهید یا با او کاری را شروع کنید. به او بگویید "من تو را بیش از اینکه این کار را بکنم دوست دارم." او به شما خواهد خندید، شما هم همینطور. او را به یک نوشیدنی دعوت کرده و صحبت را عوض کنید. و امیدوار باشید که او این فکر را فراموش کند.

http://www.mardoman.com


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 2:9  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

کلیدهای زندگی موفق

کلیدهای زندگی موفق (1)

کلیدهای زندگی موفق

اين دو مقاله ، حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس بالینی در مورد اصول  یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها است:

 

1 - چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن می‌شوید و یا موفق نمی‌شوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق می‌شوند.

تشخیص افرادی که می‌دانند که چه کاری برای رسیدن به خواسته‌شان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.

برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواسته‌تان را جمع‌آوری کنید. این اطلاعات و مهارت‌ها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.

 

2 – شما به‌وجود آورنده تجربه‌هایتان هستید ، پس خودتان باید مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید.

شما نمی‌توانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگی‌تان این‌گونه است شانه خالی کنید.

هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.

هر انتخابی که می‌کنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن می‌اندیشید، دارای نتایج و عواقبی است . زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب می‌کنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کرده‌اید.

 

 3 - مردم ،کاری را انجام می‌دهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برایتان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برایشان دارد؟

 - منافع حاصل از یک رفتار به خصوص را مشخص کنید، چون شما نمی‌توانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.

- دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسان‌تری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.

 

 4 - تا به وجود مسئله‌ای اقرار و اعتراف نکرده باشید ، نمی‌توانید آن‌را تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد ، با خودتان صریح و شفاف باشید.

اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای زندگی‌تان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمی‌توانید آنها را تغییر دهید.

اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلی‌زدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را می‌پردازید، به خودتان دروغ نمی‌گویید، انکار نمی‌کنید و حالت تدافعی هم نمی‌گیرید.

  شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر می‌خواهید برنامه‌ریزی درستی برای زندگی‌تان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگی‌تان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.

 

5 - در زندگی به عمل شماست که پاداش داده می‌شود، پس تصمیمات‌تان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به ياد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمی‌شود.

 آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیت‌های هدف‌دار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراین صورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواسته‌ها و گفته‌ها ارزیابی نکنید ، بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.

 برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر می‌برید، خارج شده و به جایی که می‌خواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.

 در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که می‌پذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.

 

کلیدهای زندگی موفق (2)

موفقیت

 

 1 - آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجره‌ها یا دریچه‌هایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه می‌کنید بشناسید و گذشته ی خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.

شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را می‌شناسید و تجربه می‌کنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعه‌ای، انتخاب کنید.

چون همه ما دنیا را از طریق پنجره‌های شخصی خودمان می‌بینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخ‌های ما و پاسخ‌های داده شده به ما تاثیر می‌گذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکس‌العمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.

این پنجره‌ها و یا دریچه‌های شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما وجود دارند.

اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاه‌های قبلی،نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید ، درک و بینش جدیدی به دست خواهید آورد.

 

2 - زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگی‌تان را به عهده بگيريد.

شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.

مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله ی آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که می‌توانید انجام دهید.

 کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامه‌ای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.

 

 3 - ما به مردم یاد می‌دهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.

 شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترام‌آمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام داده‌اید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟

چون مسئولیت با خودتان است‌، می‌توانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطه‌تان را بازبینی کنید.

 

 4 - نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه‌ قرار گرفته‌اید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شده‌اند بازپس بگیرید.

تنفر، عصبانیت و کینه، ویران‌کننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان می‌شوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.

 بخشش ، شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها می‌سازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطه‌ای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شده‌اند.

 

 5 - قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه می‌خواهید.

 از اهداف اصلی زندگی‌تان تا خواسته‌های روزمره‌تان‌، لازم است بدانید که چه می‌خواهید.

با تعریف دقیق اهداف‌تان، انتخاب‌های شما جهت‌دار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخاب‌های لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان، مشخص کنید.

 برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید، شهامت لازم را داشته و واقع‌بین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه می‌خواهید بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.

 

مترجم : جمیله احمدپور

http://tebyan.net/index.aspx?pid=150

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 12:45  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

تاثیرگذاری و متقاعد کردن دیگران

تاثیرگذاری زیرکانه

تاثیرگذاری و متقاعد کردن دیگران (1)

تاثیرگذاری زیرکانه

فکرش را بکنید نیرویی داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواه تان می کردید. غیر ممکن به نظر می آید؟ باید بگویم آن قدرها که فکر می کنید سخت نیست. افراد زیادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیروبه مقصود می رسند.

وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستوردهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روان شناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید.

زمینه سازی کنید و برنامه بچینید

قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابل تان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:

 

1- می توانید با آن ها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.

2- بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آن ها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از نظرات آن هاست.

بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.

 

راه های متقاعد کردن دیگران

1- اعتماد آن ها را جلب کنید: مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظرات شان را تغییر دهند ، هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آن ها یکی از مهم ترین قدم ها می شود. باید به آن ها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید روی صحبت های خود تسلط کامل  داشته باشید.

 

2- نقطه ی مشترک پیدا کنید: افراد زیادی در مورد مسایل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبان خود نشان دهید که افکار شما با ایده های آن ها سازگار است. باید خودتان را جای آن ها بگذارید، نگرانی های آن ها را بفهمید و نسبت به احساسات شان همدردی نشان دهید.

 

3- خوب ساختاربندی کنید: هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله، باید ساختاری روشن داشته باشد، منظور از ساختار مناسب، تکرار ها و جاگذاری ها است. وقتی دلایل این که چرا مردم باید به شما گوش دهند را لیست کنید، مهم ترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگان تان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.

 

4- هر دو جنبه را به آن ها نشان دهید: هر دو جنبه مثبت و منفی نظرات تان را معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. کاری که این جا باید بکنید این است که روی جنبه های مثبت بیشتر تأکید کنید. توضیح دهید که جنبه های بد نظرات تان آن قدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آن ها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچ وقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبان این مساله را متوجه شوند که آن ها  را  فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد و هیچ وقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.

 

5- منافع شخصی شان را به آن ها یاد آور شوید: وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده، به آن ها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آن ها دارید. برای انجام این مساله ابتدا باید نیازهای مخاطبان تان را دریابید. توجه آن ها را با گفتن نیازهای شان جلب کرده و به آن ها بگویید که چطور می توانید راضی شان کنید.

 

6- به نفس آن ها بپردازید: به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران بایددرست انجام شود. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبان تان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهای شان باشد و چه مشغلویات شان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آن ها را شناخته اید. با این کار آن ها میل بیشتری به شنیدن حرفه های تان خواهند داشت.

 

متقاعد کردن دیگران

تاثیرگذاری و متقاعد کردن دیگران (2)

 

متقاعد کردن دیگران

در مقاله ی قبل گفتیم که برای تأثیر گذاری بر دیگران بعد از زمینه سازی و بر نامه چینی ، می توانید 15راهکار رابه کار برید که به شش مورد آن اشاره کردیم و در ابن مقاله به ذکر 9 مورد دیگر می پردازیم  :  

 

1- از مراجع استفاده کنید: همه، افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصان و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.

 

2- رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید: اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفت تان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظرات تان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.

 

3- زمان بندی خوبی داشته باشید: برای خوب زمان بندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچ وقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغ شان نروید. وقتی سراغ آن ها بروید که راحت بتوانند به حرف های تان گوش دهند.

 

4- منحصر به فرد باشید: این یک قانون است، هر چیز که منحصر به فردتر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظرات تان را منحصر به فرد نشان دهید. با این کار شنونده های تان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن این که اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مساله دارید، انجام دهید.

 

5- اعتماد به نفس داشته باشید: ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مساله مهمی است.

شما خود باید به عقاید و نظرات تان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آن ها کنید.

6 - جالب و دلچسب باشید: وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده های تان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظرات تان به هیجان آمده اید.

 

7 - معقول باشید: مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطق شان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانی تان باید قالبی معقول داشته باشد.

 

8- سیاست به خرج دهید: با شنوندگان تان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تن مناسب صحبت کنید و سر آن ها داد نکشید و صدای تان را هرگز بالا نبرید. مهم تر این که کاری نکنید که احساس نادان بودن به آن ها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آن ها گفت و گو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبان تان نباید فراموش شود.

 

9 - فروتن باشید: هیچ کس افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرف های تان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آن ها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.

پس انداز کنید...

 

یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هر چه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب روی تصمیم گیری های افراد تاثیر گذاشته و آن ها را متقاعد کنید. 

 

پایان - نویسنده : سمیه خدابخش

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 12:25  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

20 گام روش‏مند در حافظه نيرومند

Awareness-765245.jpg

1

 من حافظه ضعيفى دارم و كارى هم نمى‏شود كرد! اين يك جمله كاملاً بى معناست. شما به سادگى مى‏توانيد حافظه ضعيف خود را تقويت كنيد و كارآيى آن را افزايش دهيد؛ همان گونه كه ضعف بينايى يا شنوايى خود را با استفاده از عينك يا سمعك اصلاح مى‏كنيد. پس قدم اول اين است كه شما بايد باور كنيد كه ضعف حافظه، يك بيمارى گذراست و به راحتى قابل علاج و اصلاح است. حالا وقت آن است كه دست به كار شويد.
2
شما حافظه‏اى بسيار نيرومند داريد! باور نمى‏كنيد؟ آيا مى‏خواهيد اين امر را به خودتان ثابت كنيد؟ بسيار خوب، سعى كنيد چيزى را كه قبلاً مى‏دانسته‏ايد، فراموش كنيد؛ امكان ندارد! اين طور نيست؟ حافظه شما به شدت مقاومت مى‏كند و مطمئن باشيد كه بالاخره اين حافظه شماست كه برنده مى‏شود. در يك رويارويى كاملاً مستقيم با حافظه خود، مى‏توانيد باور كنيد كه حافظه شما هم قوى و نيرومند است تا براى تقويت بيشتر حافظه، بيش از پيش اعتماد به نفس پيدا كنيد.
3
اولين قدم براى آماده ساختن حافظه، ايجاد يك ارتباط و پيوند و تداعى معانى است. تداعى معانى آگاهانه و كنترل شده، دقيقاً همان حافظه تربيت شده و قابل كنترلى را ايجاد مى‏كند كه شما به دنبال آن هستيد.
اين پيوند يا اتصال معانى، ممكن است آگاهانه و در اختيار يا نيمه هشيارانه و نيمه آگاهانه باشد. تداعى معانى نيمه آگاهانه، يعنى همان تداعى‏هاى ناخودآگاهى كه در ذهن شما ميان كلمات يا حركات يا تصاوير خاصى با يك خاطره يا معانى ديگر شكل مى‏گيرد.
اما تداعى معانى آگاهانه كه كاملا در كنترل اراده و خواست ماست، همان نيروى اتصالى است كه حافظه ما را بيدار و تربيت مى‏كند؛ پس ارتباط ميان معانى برقرار كنيد تا حافظه‏اى نيرومند بدست آوريد. مثلاً فرض كنيد كه مى‏خواهيد معناى كلمه انگليسى New را به خاطر بسپاريد؛ شما در ذهن خود با تكرار كلمه «نيو»، به ياد كلمه نو مى‏افتيد. نو و تازه، معناى كاملاً نزديك به جديد، يعنى كلمه Newدارد. سپس شما با نام نيو به ياد نو ودر نتيجه به ياد جديد و تازه مى‏افتيد.
4
يكى از محرك‏هاى تقويت و توليد كننده جرقه حركت حافظه، علاقه است. به ياد آوردن چيزهايى كه به آنها علاقه داريم، هميشه آسان‏تر از به خاطر آوردن چيزهايى است كه مورد علاقه ما نيستند.
يكى از روان شناسان متخصص حافظه مى‏گويد: نيروى حافظه، بستگى زيادى به علاقه دارد. او هر روز صبح از كارهايى كه مى‏خواهد انجام دهد، فهرستى ذهنى تهيه مى‏كند و مى‏گويد نكته مهم اين است كه اتصال‏هاى ياد آورنده ذهنى، مارا مجبور كنند در لحظه مناسب، به آن چيزها علاقه‏مند شويم.
به عبارت ساده‏تر، تداعى، باعث ايجاد علاقه مى‏شود.
5
براى به خاطر آوردن هر چيز جديد، آن چيز بايد با چيز ديگرى مربوط شود كه از قبل آن را مى‏شناسيم يا آن را به راحتى به خاطر مى‏آوريم.
بعد از اين كه دو چيز در ذهن ما به هم مربوط شدند، موضوعى كه از قبل آن را مى‏شناسيم، چيز جديد را به يادمان مى‏آورد انجام چنين كارى آن‏قدر ادامه مى‏يابد تا مطلب جديد به صورت اطلاعى در آيد كه از قبل آن را مى‏شناسيم و به عبارت ساده‏تر، در ذهن ما استقرار و استحكام يابد و به راحتى در حافظه ما حضور يابد.
چرا ما به سادگى نقشه ايتاليا را به خاطر مى‏آوريم؛ اما به دشوارى مى‏توانيم شكل سرزمين‏هاى آلمان يا فنلاند را به ياد آوريم؟ زيرا معلم از كودكى به ما آموخت كه ايتاليا شبيه يك چكمه است؛ يعنى شكلى كه ما از قبل آن را مى‏شناختيم.
6
از قدرت تصوير ذهنى خود بيشتر استفاده كنيد! متخصصان فن حافظه مى‏گويند: هر چه به تصوير درآيد، به سادگى به خاطر سپرده مى‏شود.
وقتى شما فكر مى‏كنيد، تصوير هايى در ذهن شما پديد مى‏آيد. اين عمل تصور كردن، تصوير سازى يا تصويرى كردن است. اين كارى است كه شما هر لحظه و پيوسته انجام مى‏دهيد و هيچ مشكلى درباره آن نداريد.
ارسطو در يكى از كتاب‏هايش مى‏گويد:
«براى فكر كردن، ما بايد با تصويرهايى گفت‏وگو كنيم كه آنها را در ذهن خود مى‏بينيم. فرض كنيد من به شما مى‏گويم كه به صندلى فكر كنيد. شما در ذهن خود چه چيزى را مى‏بينيد؟ بدون شك، اولين تصويرى كه در ذهن شما ساخته مى‏شود، يك صندلى است.
شما مى‏توانيد با پيوند دادن بعضى معانى به بعضى تصاوير قرينه و نزديك به آن، به حافظه خود در ياد آورى آن معنا كمك كنيد؛ مثلاً يادگيرى يك مطلب علمى در كلاس درس با حادثه‏اى كه همان زمان موجب جلب توجه شما شده است، عجين مى‏گردد و به محض ياد آورى تصوير آن حادثه يا جريان، آن مطلب علمى نيز در ذهن شما حضور مى‏يابد. بسيارى از اين تصاوير جالب را مى‏توان به صورت خودآگاه و عامدانه به وجود آورد.
7
اسپينوزا مى‏گويد: هر قدر يك چيز قابل فهم‏تر و روشن‏تر باشد، آسان‏تر در حافظه، حفظ و نگه دارى مى‏شود و بر عكس هر قدر مبهم‏تر باشد، آسان‏تر از ياد مى‏رود.
نتيجه مى‏گيريم كه بهتر است مفاهيم مبهم و مشكل را به اجزاى ساده و قابل فهم تبديل كنيم و يا تصوير ذهنى ملموسى از آنها بسازيم تا ساده‏تر در ذهن باقى بمانند و ياد آورى آنها آسان‏تر گردد.
8
ما تمايل داريم چيزهاى ساده، ملموس، روزمره و معمولى را فراموش كنيم؛ اما به ندرت چيزهاى منحصر به فرد، خشونت‏آميز، غير معمولى، مضحك و فوق العاده را از ياد مى‏بريم.
ما مى‏توانيم با ايجاد پيوندهاى ذهنى ميان اشيا و كلمات، آنها را غيرمعمولى، تمسخرآميز يا غير ممكن سازيم تا مثل چسب به هم محكم شوند و در ذهن بمانند.
براى تصويرسازى از كلمات مبهم، از نيروى تخيل و ابتكار خود بهره بگيريد. يك ذره تخيل به اضافه مقدارى ابتكارى، به شما امكان مى‏دهد تا هر چيزى را تصويرى كنيد. تخيل مى‏تواند بسيار مهم‏تر و مفيدتر از اطلاعات باشد. اگر شما تخيل نداشته باشيد تا از اطلاعات خود استفاده كنيد فايده ذهن و مغز چيست؟
مثلاً براى به خاطر آوردن سوره‏اى از قرآن كريم كه سجده واجب دارند، اين گونه خيال‏پردازى كنيد: شبى در حالى كه ستاره در آسمان مى‏درخشيد، پدرم را ديدم كه در حال سجده، سوره فصلت را قرائت مى‏كرد. نام چهار سوره مذكور، در اين داستان آمده است: نجم (ستاره)، سجده، فصلت و اقرأ يا علق(قرائت).
9
خوب مشاهده كردن در تقويت حافظه، كمك بزرگى است. نگاه كردن و ديدن،آسان است؛ اما به دقت و به درستى مشاهده كردن، مهارتى است كه بايد آن را كسب كنيد. حافظه و مشاهده، رابطه نزديكى با هم دارند و در كنار هم شما را به موفقيت نزديك‏تر مى‏كنند. تفاوت ديدن با مشاهده كردن چيست؟ تفاوت آن است كه ما با چشمان خود مى‏بينيم؛ اما با ذهن خود مشاهده مى‏كنيم؛ به عبارتى مشاهده كردن، يعنى با ذهن ديدن.
تنها قاعده براى مشاهده كردن خوب و حساس، دقت و توجه است. شما با تمرين آگاهانه يا نا آگاهانه، مى‏توانيد درست مشاهده كردن را به صورت يك قاعده در آوريد و آن گاه كه بر اثر كسب اين مهارت، از هر معنايى يك تصوير ذهنى دقيق و روشن و همراه با جزئيات در ذهن شما تشكيل شد، متوجه خواهيد شد كه چقدر در به خاطر آوردن آن توانا هستيد و چه حافظه نيرومندى پيدا كرده‏ايد.
10
اطلاعات، قابليت اتصال به يكديگر را دارند و هر اطلاعى را مى‏توان به اطلاع ديگر متصل كرد. مهم نيست كه اتصال چقدر واضح و روشن يا مبهم و رمز گونه باشد؛ مهم آن است با تمرين در ذهن ما جايگزين شود.
اطلاعات به هم متصل شده‏اى كه شما زياد استفاده مى‏كنيد و در مدت كوتاهى به معلومات شما تبديل مى‏شوند، فقط به اين دليل است كه مورد استفاده قرار گرفته‏اند. حال با اطلاعاتى كه به طور مرتب مورد استفاده ما نيستند، چه كار كنيم؟ اصلاً نگران نباشيد! فقط كافى است چند وقت يك بار آنها را در ذهن مرور كنيد. در اين صورت، وقتى كه به آنها نياز داريد، آن اطلاعات به ياد شما مى‏آيند. اين كاربرد مرتب است كه بر چگونگى نگه دارى اطلاعات در ذهن، نظارت مى‏كند.
11
علت فراموشكارى چيست؟ ريشه مشكل فراموشى در كجاست؟ اگر به دقت توجه كنيد، مى‏بينيد علت اين است كه به موقع حضور ذهن نداشته‏ايم. ذهن ماغايب و در حقيقت در جاى ديگرى بوده است. ما در شرايط معين، كارهايى را انجام مى‏دهيم كه وقتى بعد مى‏خواهيم آن وضعيت يا كارها را به خاطر آوريم، موفق نمى‏شويم و اين، يعنى فراموشكارى.
براى حل مشكل فراموشكارى، بايد مطمئن باشيد كه در لحظه‏اى كه داريد آن كارهاى معين را انجام مى‏دهيد، ذهن شما حاضر است و غايب نيست. وقتى شما بدون تفكر درباره عملى، آن را نا خود آگاه انجام مى‏دهيد، در واقع آن را در ذهن خود ثبت نمى‏كنيد؛ پس در آينده نيز چيزى را به خاطر نمى‏آوريد. راه حل آن است كه آگاهانه عمل كنيد و اطمينان حاصل كنيد كه به اندازه كافى توجه و حضور ذهن داريد.
12
چه كار كنيم كه مجبور نباشيم يك مطلب را بارها و بارها بخوانيم تا بتوانيم آن را به ذهن بسپاريم و به عبارتى چگونه مى‏توانيم حافظه مطالعاتى خود را تقويت كنيم؟ شما بايد خوب خواندن (خواندن مؤثر) را ياد بگيريد.
خواندن مؤثر، يعنى تلاش براى تبديل واژه‏ها به انديشه‏ها، افكار و پاسخ‏ها.
خواندن مؤثر، چيزى بيشتر از شناخت و درك مفهوم ساده كلمات است. خواندن انفعالى و مكانيكى، بايد به خواندن فعال و تهاجمى تبديل شود. خواندن شما وقتى فعال است كه با تلاش، كلمات را ذره ذره و بخش به بخش هضم كنيد و از آنها انديشه بسازيد؛ انديشه هايى مفيد، مؤثر و حياتى. اين گونه خواندن، وقت بيشترى مى‏برد، اما شما را از زحمت چندين بار خواندن خلاص مى‏كند.
اولين قانون در خواندن مؤثر آن است كه انديشه اصلى مطلب را استخراج كنيد و حول محور آن با ذهن خود كار نماييد.
13
براى تقويت حافظه ناچاريد كه تمركز حواس داشته باشيد. تمركز، يعنى توجه و دقت اختصاصى، انحصارى و منحصر به فرد، درباره يك شى‏ء، يك هدف، يا يك موضوع.
شما چگونه مى‏توانيد تمام توجه و دقت خود را به طور كامل به يك موضوع اختصاص دهيد؟ براى رسيدن به اين هدف، بايد قانون اصلى تمركز را به كار ببريد؛ خود را درگير كنيد.
چگونه خود را درگير كنيد؟ جواب مهم و طلايى ما اين است: سؤال كنيد؛ شما با سؤال كردن، شروع به فكر كردن مى‏كنيد. وقتى مطالب را بإ؛ّّع‏ة هدف يافتن پاسخ‏هاى معين براى پرسش‏هاى معين بخوانيد، اين امر حافظه شما را در يادگيرى مطالب تقويت مى‏كند.
14
براى تقويت حافظه يك دفتر يادداشت تهيه كنيد و از مطالبى كه معمولاً فراموش مى‏كنيد، فهرستى تهيه كنيد.
فهميدن اين كه چه مطالبى را فراموش مى‏كنيد، از آن جهت مفيد است كه مى‏توانيد براى فراموش نكردن آنها بيشتر تمركز ايجاد كنيد.
مشكل اساسى آن است كه ندانيد چه مطالبى را فراموش مى‏كنيد.
اين روش فايده بزرگ ديگرى هم دارد. شما وقتى فهرستى از فراموش كارى‏هاى خود تهيه مى‏كنيد، خود را هم متقاعد مى‏سازيد كه حافظه شما چندان هم خراب نيست و فقط در موارد محدودى كه فهرست آن را در اختيار داريد، دچار مشكل هستيد و تازه مى‏فهميد كه بسيارى از موارد هم راه حل هايى بسيار ساده و آسان دارند و در واقع شما از دو جهت مشكل خود را كوچك‏تر مى‏كنيد.
15
مطالبى را كه ممكن است فراموش كنيد، به صورت سؤال در آوريد و در طول امروز چندين بار آن سؤال را خود بپرسيد. اغلب مسائل، با ايجاد سؤال در ذهن شما حك مى‏شوند و تصوير سؤال، نا خود آگاه با تصوير پاسخ آن، حالت تداعى پيدا مى‏كنند؛ اما احتمالاً سؤالاتى هستند كه با اين روش به آسانى پاسخ آنها را به خاطر نمى‏آوريد و بايد توجه و دقت خاصى به خرج دهيد و از روش‏هاى ديگرى نيز استفاده كنيد.
16
براى تقويت حافظه خود مى‏توانيد از ديگران بخواهيد كه سؤالاتى را كه احتمالاً پاسخ آنها را فراموش مى‏كنيد، از شما بپرسند. با تكرار اين تمرين، شما بر نقاط ضعف حافظه خود تسلط پيدا مى‏كنيد و فرا مى‏گيريد كه هميشه آماده پاسخ به هر سؤالى باشيد و در نتيجه ذهن شما مطلب مورد نظر را به صورت آماده باش نگه مى‏دارد تا آرام آرام آن مطلب به دانسته‏هاى ناب و دائم شما اضافه گردد.
فرقى نمى‏كند كه چه كسى آن سؤالات را از شما مى‏پرسد؛ خود شما خوب مى‏فهميد كه چه وقت خوب و كامل پاسخ داده‏ايد و چه وقت پاسخ را از خود ساخته‏ايد؛ پس خود را فريب ندهيد.
17
يك روش مؤثر ديگر براى تقويت حافظه آن است كه از متدهاى كمكى استفاده كنيد. شما مى‏توانيد از قلم و كاغذ يارى بجوييد و مفاهيم، ارقام يا مطالبى را كه در حفظ آنها مشكل داريد، بر روى كارت‏هاى كوچكى بنويسيد و هر روز چند دقيقه را صرف باز نويسى فهرستها نماييد. دقت كنيد كه كدام مطلب را به خاطر داريد و كدام را هنوز فراموش مى‏كنيد. فهرست جديد ديگرى از مطالبى كه بيشتر فراموش مى‏كنيد، تهيه كنيد و دوباره آنها را تمرين كنيد.
وقتى بدانيد چه مطالبى را فراموش كرده‏ايد، به راحتى مى‏توانيد در جهت حفظ آن اقدام كنيد. هر چه بيشتر مطلب مهم را فراموش كرده باشيد، كمتر احتمال دارد كه مجدداً آنها را فراموش كنيد. اين را بدانيد كه به خاطر سپردن مطلبى به دفعات در حافظه، مؤثرتر است از اين كه آن مطلب يك بار و در موقعيتى خاص در ذهن شما جاى گرفته باشد.
18
يك مطلب مهم در افزايش كارآيى حافظه آن است كه بدانيد دقيقاً چه مطلبى را بايد به خاطر بسپاريد. فهرستى از نكاتى كه بايد هميشه در ذهن آماده داشته باشيد، تهيه كنيد تا به سؤالات مربوطه به طور موفقيت‏آميز و سريع پاسخ بگوييد و از تكرار مطالبى را كه نيازى به يادآورى مداوم و هميشگى آنها نداريد، پرهيز كنيد تا ذهن خود را بيهوده خسته نكنيد. مردم وقت زيادى صرف يادگيرى مطالبى مى‏كنند كه به طور منطقى از آنها انتظار نمى‏رود كه به خاطر داشته باشند.
هميشه از خود بپرسيد كه آيا لازم است اين مطلب را به خاطر بسپارم يا اگر بتوانم در مواقع لزوم از آن استفاده كنم، كافى است؟
19
از صدر المتألهين نقل مى‏كنند كه مى‏گفت: تعقل و تعلق هرگز يك جا جمع نمى‏شوند. او داستانى را درباره يكى از دوستانش نقل مى‏كند كه حافظه‏اى بسيار قوى داشت و در يادآورى علوم كلى و سنگين بسيار توانا بود؛ اما طى حادثه‏اى جذب ماديات شد و تعلقات مادى و دنيايى چنان توجه او را به خود جلب كرد كه قدرت سرشار حافظه خود را آرام آرام از دست داد؛ به گونه‏اى كه در ساده‏ترين مسائل تعقلى در مى‏ماند.
به عقيده ملاصدرا، هر چه مشغله‏هاى فكرى و تعلقات دنيايى و افكار حاشيه‏اى از ذهن آدمى دور شود، قدرت تمركز بر مطالب خاص و توانايى به حافظه سپارى آن چه شايسته و ارزشمند است، بيشتر مى‏شود.
20
بنابر آموزه‏هاى اسلامى نيز راهكارهايى براى تقويت حافظه وجود دارد: 1. پرخورى نوعى حماقت را به همراه مى‏آورد و قواى عقلى را ضعيف مى‏كند و كم خورى يكى از راه‏هاى زياد شدن حافظه است. 2. زياده از حد آب خوردن و بدون احساس نياز آب نوشيدن، موجب كندى ذهن مى‏شود. 3. مسواك زدن منظم، حافظه را زياد مى‏كند و بى توجهى نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضى مى‏گردد كه فراموشى و كند ذهنى ايجاد مى‏نمايد.
4. شست‏وشوى بينى يا استنشاق آب، يكى از راه‏هاى تقويت و گشايش حافظه است. بديهى است كه اصلاح وضعيت تنفسى و رسيدن اكسيژن كافى به مغز، قدرت قواى ذهنى را افزايش مى‏دهد.
5. حجامت در محل متعارف آن يعنى ميان دو كتف، يكى از عوامل افزايش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نيز مى‏افزايد. جالب است كه ميان افزايش تحرك و قدرت جابه جايى اجزاى خون كه با حجامت و فصد حاصل مى‏گردد با خون رسانى صحيح و آسان به كوچكترين عروق مغزى، رابطه نزديكى وجود دارد. 6. خواب كوتاه قبل از نهار (قيلوله) از عوامل تقويت حافظه و ترك آن از عوامل فراموشى شمرده شده است. 7. مويز، كندر، سيب، انار، به، سركه، بادام و پسته، پياز و سير، شير گوسفند و فلفل سياه براى تقويت حافظه، مفيد هستند.


نتيجه
چيزى به نام حافظه ضعيف وجود ندارد. حافظه‏ها دو نوعند؛ تربيت شده و تربيت نشده. فقط بايد بدانيم كه ما كدام يك از اين دو نوع حافظه را داريم و در صورت نياز براى تربيت و پرورش حافظه خود اقدام اساسى كنيم. روش‏هاى تقويت حافظه فراوانند و شايد بسيارى از آنها از حوصله اين بحث خارج باشد و شايد هم اغلب راهكارها به تمرين و ممارست ختم شود كه كارى عملى است و نه تئورى.
آن چه ما قصد بيان آن را داريم تلنگرى به ذهن‏هاى تسليم شده‏اى است كه گمان مى‏كنند هرگز نخواهند توانست طلسم فراموش كارى خود را بشكنند. آنها بايد بدانند كه براى داشتن يك حافظه قوى و نيرومند، لازم است زحمت بكشند و با روش‏هاى علمى و مجرب، از سرمايه وجودى خود استفاده كنند.
به قول نيكلاس راو: «حافظه، گنجينه‏اى است كه اگر مى‏خواهيم از آن به قدر نياز يارى بگيريم، بايد به آن بها بدهيم و برايش سرمايه گذارى كنيم.»



منابع :

1. هرى لوراين، يادگيرى =حافظه +اطلاعات، ترجمه احمد مير عابدينى.
2. فيل ريس، 500نكته درباره مطالعه، ترجمه بيتا عسگرى.
3. محمد حسين حق جو، آيين حفظ و تقويت حافظه.
4. وين داير، دانش روزمره، ترجمه بهارك كاظمى.
5. محمد باقر مجلسى، بحار الانوار.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:12  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

مهندسى ذهن و خلاقيت‏

قسمت اول‏
ورود به دنياى ذهن و خلاقيت، در حقيقت نگاهى به اوجگاه هنرنمايى خداوند، در موجودى به نام انسان است. خداوند حكيم در خلقت انسان، هنرهايى رقم زده است كه گاه توسط پزشكان و گاه توسط كاوش‏گران روان و هنرمندان، كشف و عرضه و مورد اشاره و تحليل قرار گرفته است.
دنياى ذهن از اين مقوله‏هاست؛ قابل رؤيت نيست؛ ولى قابل توصيف، تحليل و شناسايى است و دنياى علم و كاروان انديشه بشرى، بعد از ايجاد رشته‏هاى متعدد و متنوع، به آن دست يازيده كه يكى از اين عوالم و دانش‏هاى جديد، دنياى روان‏شناسى است. سعى شده است تا در اين مقاله، به اين بحث پرداخته شود.
1
واژه‏هايى مانند معمارى، مهندسى، ساختن، برآوردن، بنيان، ساخت، توسعه و رشد، نشان از حركت، بالندگى و تحول مثبت مى‏باشند و آن گاه كه از طبيعت و جزئيات زمينى فراتر برويم، به معمارى و مهندسى ذهن و روان مى‏رسيم.
دكتر طوسى‏1 مى‏گويد: «هر انسانى معمار ذهن خويش است؛ مصالح موجود است؛ همت و حركت فرد، عامل مهندسى و بارآورى ذهن است».
2
هندسه ذهنى افراد با هم متفاوت است؛ بعضى شكلى سهل و ساده دارند و به اين جهت، از آرايه‏هاى قوى و لايه‏هاى متعدد ذهنى بى‏بهره‏اند و برخى فيلترها و پيچيدگى‏هاى زيادى در ذهن دارند. از اين رو، ذهنى تحليل‏گر و قوى دارند. روان‏شناسان، دوستى و ارتباط با افراد داراى ذهن هندسى، فعال، تحليل‏گر و البته اميدوار و بالنده را توصيه مى‏كنند.
3
هويت اجتماعى بسيارى از انسان‏ها در ارتباط با ديگران و تأثيرپذيرى از ذهن‏هاى پيرامونى شكل مى‏گيرد. روان‏شناسى به نام «تاجفل» مى‏نويسد: «وقتى آدم‏ها در گروه قرار مى‏گيرند، دست به همانندسازى مى‏زنند و از اين ارتباط، تأثيرات ذهنى مى‏پذيرند و اگر با اذهان پويا و مثبت در ارتباط باشند، صاحب خودانگاره مثبت مى‏شوند».
4
يكى از راهكارهاى مهمى كه دانشمندان در شناخت افراد داراى ذهن عالى نشان مى‏دهند، شناخت دو چيز است كه ما نيز براى اين كه اين افراد را بشناسيم، لازم است كه اين دو ويژگى را به خوبى بشناسيم؛ روان‏شناسان، اين دو ويژگى افراد داراى ذهنى عالى را «قدرت تفكر» و «قدرت حل مسئله» مى‏دانند.2
5
از طرفى نبايد فراموش كنيم كه دو استوانه يا دو ستون اصلى سلامت فكر، بُعد نظر، قدرت تحليل و اساساً مهندسى ذهن را اين دو تشكيل مى‏دهند كه امروزه به اين دو قدرت و توان، «هوش» گفته مى‏شود.
6
نكته ديگرى كه در مهندسى ذهن مطرح است، اين است كه يك فرد با ذهنى ساده يا كم‏تجربه، در ارتباطات مداوم با ذهن‏هاى خلاق، اصطلاحاً موتورهاى خاموشش روشن مى‏شوند.3
7
يك نكته جالب ديگر اين كه ما براى شناخت و فراشناخت خويش، مى‏توانيم دست به بررسى خويش بزنيم و رابطه‏اى را كشف كنيم كه نشان مى‏دهد هوش يا قواى ذهنى، در چه وضعيت كيفى در ما وجود دارد. در برخى مطالعات، به رابطه بين هوش و سرعت پردازش اطلاعات نيز اشاره شده است. محور اصلى اين مطالعات نيز زمان واكنش بوده است. «ورنون» در سال 2000م. بر اساس اين مطالعات، نتيجه مى‏گيرد كه سرعت پردازش اطلاعات، يكى از جنبه‏هاى مهم هوش است.
8
نبايد فراموش كنيم كه هوش يك توانايى عمومى است كه خود به چند توانايى تقسيم مى‏شوند. بر اين اساس، نبايد در قضاوت خود نسبت به خويشتن يا ديگران دچار اشتباه شويم. برخى جنبه‏ها در برخى افراد متفاوت‏تر، قوى‏تر يا ضعيف‏ترند.
نظريه هوش هشت‏گانه گاردنر
9
فرض كنيد يك نفر مهارت‏هاى موسيقيايى بالايى دارد؛ ولى در رياضى يا زبان انگليسى عملكرد خوبى ندارد؛ لودويك فون بتهوون، آهنگ‏ساز مشهور، چنين آدمى بود. آيا بتهوون از لحاظ قواى ذهنى و هوش، آدمى كم‏هوش يا داراى ذهنى سطحى بوده است؟ هرگز! بلكه وى در برخى موارد، با هوش‏تر و در برخى موارد، كم استعدادتر يا شايد بى‏استعداد باشد؛ ولى علاقه، حضور كم‏رنگى داشته باشد.
10
اين نكته مهمى است كه گاهى فرد در موارد متعدد و مختلفى، داراى استعدادهاى نهفته، دست‏نخورده، زنده، ولى ثابت و غيرمتحول و به طور كلى استعدادهاى ايستا و متوقف باشد و ظهور نيافتن آنها، دليل عدم آنها يا خلاء آنها نيست؛ بلكه ناشى از عدم توجه به آنها يا به حركت در نياوردن آنهاست.
به راستى چرا برخى استعدادهاى نهفته ما به حركت درنمى‏آيند؟
11
شايد يكى از دلايل مهم توقف استعدادهاى نهفته، تعدد مشغله‏ها يا توجه بيش از حد به برخى جنبه‏ها و پر كردن اوقات و داشتن علايق و مشغوليت‏ها در ظرف زمان است؛ چون زمان، فرصت محدودى است كه در فعاليت‏هاى مختلف توزيع و تقسيم مى‏شود.
12
يكى از دلايل ديگر، عدم وجود يك محرك يا عامل رغبت‏ساز ذهنى، محيطى، درونى، اجتماعى، فرهنگى، ارتقايى و تشويق‏گر يا حتى كاشف اين حالت يا استعداد در وجود ماست.
13
آدم‏هاى خوش‏شانس، از جهت قواى ذهنى و تكنولوژى فكر يا بارآورى هوش و استعدادهاى خويش، سه دسته‏اند؛
1. آدم‏هاى خود كاشف: آدم‏هايى كه لذت كشف خود را از طريق تأمل در خويش، مطالعه خويش و يادداشت عادت‏ها و روحيات خويش بررسى مى‏كنند و حتى با مطالعات منابع ارزشمند، به ارجمندى‏هاى خود پى مى‏برند و متوجه مى‏شوند كه يادگيرى‏شان سريع است؛ قدرت تحليل دارند؛ خوب مسائل را مى‏فهمند و سرعت استدلال دارند يا برعكس.
14
2. آدم‏هاى كشف شونده: اين نوع آدم‏ها شايد داراى استعدادها و توانمندى‏هاى زيادى هم باشند؛ اما خود متوجه نمى‏شوند يا اين كه خود را مانند بسيارى از افراد ديگر (عادى) تلقى مى‏كنند؛ اما در يك شرايط خاص يا كنترل شده، توسط ديگران كشف مى‏شوند. اغلب استعدادهاى هنرى، دانشگاهى، علمى، تخصصى، جسمى، مهارتى، ذهنى، خلاقيت‏ها و سينمايى، اين گونه كشف مى‏شوند.
15
3. كشف محيطى: افرادى كه برخى محيطها آنها را كشف مى‏كنند؛ يعنى اين كه برخى محيطها آبستن شرايطى است كه اگر فرد در آن محيط قرار گيرد، هم براى خودش و هم در نزد ديگران شناخته مى‏شود.
تفاوت كشف محيطى با دو كشف قبلى اين است كه در دو مورد قبل، فرد شناخت شخصى (خودشناسى) مستقل انجام مى‏دهد و در ديگرى، فرد توسط فرد پيرامونى شناخته مى‏شود؛ اما در كشف محيطى، با شرايط يا فرصت‏هايى كه در اختيار فرد گذاشته مى‏شود، علاوه بر ديگران، خود او متوجه اين ظهور، خلاقيت يا قدرت ذهنى و هوشى و استعداد خود مى‏شود.
16
گر چه نبايد فراموش كنيم كه پيرامون ما و در خود ما استعدادهاى بسته‏بندى شده و راكد فراوانى بايگانى است و كسى يا حتى خود ما اين كمد حجيم و سنگين توانايى‏ها را به علل مختلف باز و به آن توجه نكرده و چه بسا آنها را نابود كرده است.
فرصت تأمل در خويش،
قرار گرفتن در فرصت‏هاى محيطى‏
و اجازه به افراد فرهيخته، جهت نقد و بررسى ما، يا نصايح صادقانه،
سه راهكار مهم ظهور استعدادها و قواى ذهنى و فكرى و توانايى‏هاست.
ادامه دارد...



پى‏نوشت‏

1. محمد على طوسى، سياست‏گذارى در نظام‏هاى آموزشى، دوره دكترا، علوم و تحقيقات، تهران 1379، ص 18.
.c2003 ,7th ed ,Context Psychology .John w ,Santrock .2
3. نادرقلى قورچيان، برنامه‏ريزى پيشرفته، دوره دكترا، علوم و تحقيقات، تهران 1378، ص 12.

http://www.heyatblog.ir

http://www.heyatblog.ir/archives/000234.php

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:8  توسط امیر علیپور - amir alipour  | 

17 روش براى ضربه فنى كردن «كسالت»

براى اين كه به زندگى احساس بهترى ببخشيد، حسى جديد داشته باشيد و در روزهاى دلگير و خسته كننده، احساس بهترى پيدا كنيد، روش‏هاى نوين زير را به كار ببنديد:

1. دوست خودتان باشيد
سعى كنيد همان‏طور كه با صميمى‏ترين دوستانتان برخورد مى‏كنيد، با خودتان نيز رفتار كنيد. وقتى دوستى كه به او علاقه داريد، در وضعيت روحى بدى به سر مى‏برد و از شما كمك مى‏خواهد، براى او چه مى‏كنيد؟ شما از او مى‏خواهيد تا نگران نباشد. به او مى‏گوييد استراحت كند يا به نوعى سر خودش را گرم كند و به مشكلش فكر نكند. در اين حالت و در اين روزها، به خودتان نيز همان توصيه‏ها را بكنيد.

2. احساس پرواز كنيد
در جايى قرار بگيريد كه سكوت و آرامش دارد و براى دقايقى، تصور كنيد پرنده‏اى هستيد كه در آسمان بى‏انتها در حال پرواز است؛ همان‏گونه كه ابرها در آسمان حركت مى‏كنند، سعى كنيد مشكلات را از جلوى چشمانتان عبور دهيد. اين روش، به شما ياد مى‏دهد تا به خاطر بياوريد كه مشكلات، قابل عبور و گذر هستند و هميشه در كنار ما نخواهند ماند.

3. از رنگ نارنجى استفاده كنيد
از زمان‏هاى قديم، «رنگ درمانى»، جزء موارد بسيار مهمى بوده كه توسط روان‏شناسان شناخته شده است. از رنگ‏ها براى كاهش اضطراب در بيماران و دادن آرامش به آنها استفاده زيادى شده است. روان‏شناسان معتقدند كه رنگ نارنجى، باعث افزايش حس خوشبينى، اشتياق و شانس آوردن است. براى اين كه اين احساس در شما شناور شود، چند شاخه گل نارنجى در گلدان بگذاريد و به آنها نگاه كنيد. تابيدن نور نارنجى يا ليوان‏هايى به اين رنگ نيز به شما احساس شادى مى‏دهد. اكنون كه در اوايل زمستان هستيم، مى‏توانيد يك سبد نارنگى، خرمالو يا پرتقال روى ميز بگذاريد.

4. ارزان‏تر خريد كنيد
همه افرادى كه هنگام خريد، موفق به گرفتن تخفيف مى‏شوند، شاد مى‏شوند. براى اين كه حس شادمانى را در خود تقويت كنيد، ارزان‏تر خريد كنيد و پول‏هايتان را پس‏انداز كنيد تا در مواقع ضرورى، به كارتان بيايد و بتوانيد در آن زمان‏ها، احساس آرامش و شادى كنيد.

5. شكلات بخوريد
زنان به خوردن شكلات علاقه‏مند هستند؛ زيرا تحقيقات نشان داده كه شكلات، باعث مى‏شود تا حالات و روحيات افراد، تغيير كند. شكلات، ميزان سروتونين و اندروفين خون را زياد مى‏كند و اين دو هورمون، باعث شادمانى مى‏شوند. سعى كنيد گاهى شكلات بخوريد تا اين احساس، در شما تقويت شود.

6. مشكلات را دور بريزيد
هرچه را كه در زندگى موجب ايجاد مشكل و ناراحتى برايتان شده، روى كاغذى بنويسيد؛ سپس تك تك موارد را بخوانيد و روى آن خط قرمز بكشيد؛ وقتى براى تمام موارد، راهكار پيدا كرديد، كاغذ را مچاله كنيد و دور بيندازيد.

7. خوش‏بين باشيد
به مشكلات، به گونه ديگرى نگاه كنيد و بر اين باور باشيد كه حتى مى‏توان سختى‏ها را نيز با نگاه ديگرى ديد. به زندگى، اميد داشته باشيد. روان‏شناسان معتقدند كه اشخاص بيمار و حتى بيماران لاعلاج، اگر اميد خود را از دست ندهند، بر بيمارى چيره خواهند شد. سعى كنيد در مواقع سختى، به اين فكر كنيد كه افرادى كه وضعيت بسيار دشوارترى از شما دارند، همواره در كنارتان هستند. برخورد كردن با مشكلات و موانع را بياموزيد تا احساس خوشبختى كنيد. براى داشتن يك زندگى خوب، بايد انرژى مثبت داشته باشيد.

8. از هم تعريف كنيد
در زمانى كه از انجام كارهاى روزانه و يا از محيط كار، كاملاً خسته شده‏ايد و هيچ انرژى و توانى برايتان نمانده است، سعى كنيد لبخند بزنيد و به خود تلقين كنيد كه احساس خوبى داريد. در اين لحظات، از اطرافيان خود و صفات خوبى كه دارند، تعريف كنيد؛ سپس خواهيد ديد كه بعد از لحظاتى، روحيه شما تغيير خواهد كرد و احساس شادى در شما به وجود خواهد آمد.

9. آنچه را دوست داريد، بنويسيد
هر چيزى را كه مورد علاقه‏تان است و به آن عشق مى‏ورزيد، روى كاغذى بنويسيد. اين كار، حس خوبى به شما خواهد داد؛ زيرا متوجه مى‏شويد كه با برگشت به خاطرات گذشته، به كسانى كه در كنارتان زندگى كرده‏اند، احساس محبت داشته‏ايد.

10. از بوهاى شادى آفرين استفاده كنيد
بعضى از بوها براى تغيير احساس انسان، شناخته شده‏اند؛ گل رز، بابونه، شمعدانى معطر، ليمو و بالنگ از جمله اين بوها هستند. اين بوها را به عنوان خوشبوكننده و معطركننده هوا و فضا، مورد استفاده قرار دهيد.

11. استراحت كنيد
وقتى كه از انجام كارهاى مختلف خسته شديد و تحت فشار زيادى قرار گرفتيد، مطمئناً نمى‏توانيد كارى كنيد كه به اين مشكلات پايان دهد. در اين موقع، بهتر است دست از كار بكشيد؛ كتاب جديدى برداريد؛ دراز بكشيد و شروع به خواندن كنيد. اين كار را حداقل براى يك ساعت هم كه شده، انجام دهيد تا به اثرات بسيار مؤثر آن واقف شويد.

12. با رنگ‏ها بازى كنيد
به سراغ مداد رنگى، گواش، آبرنگ و ماژيك كودكان برويد و مثل آنها شروع به نقاشى كنيد. نقاشى، حالات درونى‏تان را بازگو مى‏كند؛ همان‏طور كه يك كودك نيز با نقاشى، احساس درون خود را به خوبى نشان مى‏دهد. با بازى كردن با رنگ‏ها، احساس آرامش و شادى به شما دست خواهد داد.

13. آزاد باشيد
سعى كنيد كارهايى را كه تمايل به انجام آنها داريد، به راحتى انجام دهيد؛ درست مثل كودكى كه دوست دارد آواز بخواند و از هيچ كس خجالت نمى‏كشد. اگر از آواز خواندن لذت مى‏بريد، بدون اين كه خجالت بكشيد، آواز بخوانيد. اگر از انجام اين كار جلوى ديگران مى‏هراسيد، در جاى خلوتى آواز بخوانيد. موسيقى و تخليه احساسات با آواز، گردش خون شما را تنظيم مى‏كند و احساس خوبى به شما مى‏دهد.

14. خدا را سپاس بگوييد
به ياد سه موفقيت آخرتان بيفتيد و با سپاس‏گزارى و شكرگزارى از خداوند، انرژى بيشترى ذخيره كنيد.

15. خيرخواهى كنيد
كمك كردن به ديگران و خيرخواه بودن نسبت به آنان، احساس خوشايندى را به افراد مى‏بخشد. اين احساس، بدن را پر از هورمونى مى‏كند كه احساس خوبى را بيشتر مى‏كند. به افراد نيازمندى كه در اطرافتان وجود دارند، كمك كنيد؛ فرقى نمى‏كند كه ميزان و نوع اين كمك چه باشد؛ مهم اين است كه خيرخواه باشيد.

16. به عكس‏هاى قديمى نگاه كنيد
آلبوم‏هايتان را ورق بزنيد و به عكس دوستان و اقوام نگاه كنيد. با يادآورى خاطرات گذشته، لبخندى روى لب‏هاى شما خواهد نشست و احساس خوبى به شما دست خواهد داد.

17. پيام جديد تلفنى بگذاريد
اگر تلفن همراه‏تان يا تلفن خانه‏تان پيام‏گير دارد، جملات جديد و متفاوتى روى آن بگذاريد؛ مثلاً مى‏توانيد روى اين پيام‏گير بگوييد: «براى دعوت كردن من به ميهمانى يا شام، بعد از شنيدن صداى بوق، پيام بگذاريد»! همچنين مى‏توانيد لطيفه‏اى تعريف كنيد يا جمله‏اى طنز روى پيام‏گيرتان ضبط كنيد. اين كار، به خود شما و كسى كه به شما تلفن زده، شادى مى‏بخشد.


منبع:
سايت تبيان
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:2  توسط امیر علیپور - amir alipour  |